ديرگدازها تاثير مستقيمي بر كيفيت محصولات صنايع مهم كشور دارند

به اعتقاد نسوزکاران ديرگدازها شامل موادي هستند كه در كوره­ها و پاتيل­هاي مذاب و كلاً در مكانهايي كه با دماي بالا سر وكار دارند، استفاده مي‌شوند. وي بدنه­هايي را كه ديرگدازي بالايي دارند ولي به جهت خواص مكانيكي و شيميايي ويژه­شان در دماهاي پايين به كار مي­روند، جز ديرگدازها نمي‌داند و معتقد است آنها در زمرة سراميك­هاي مهندسي قرار مي‌گيرند. متن زير كه حاصل گفتگوي شبكه با ايشان است به انعكاس نظرات وي پرداخته است:

ديرگدازها، مواد غير فلزي با نقطة ذوب بالاتر از 1500 درجة سانتي­گراد هستند كه اصولاً در انواع كوره‌ها و پاتيل‌ها در صنايع سراميك، فولاد، فلزات غير آهني، سيمان، شيشه و پتروشيمي و كلاً در مكان‌هايي كه با دماهاي فوق سروكار دارند، به‌كار مي‌رود. اين دما، در بعضي موارد مثلاً براي مواد ديرگداز بي‌‌شكل و آجرهاي عايق مي‌تواند در حدود 800 درجة سانتيگراد نيز در نظر گرفته شود. منظور از مقاومت نيز، پايداري در برابر تغييرات دمايي و تحمل تنش (به‌ويژه فشاري) در دماي بالا و همچنين مقاومت در برابر خوردگي توسط گازهاي داغ، مذاب فلزات، شيشه و سرباره­ها است و ساير خواص مكانيكي مانند چگرمگي مد نظر نمي‌باشد. ديرگدازها را مي‌توان بر اساس تركيب شيميايي، شكل ظاهري و ميزان دانش لازم براي توليدشان به شرح زير تقسيم‌بندي نمود:

الف) تقسيم‌بندي از نظر ميزان دانش لازم براي توليد

ديرگدازها به دو گروه عمدة ديرگدازهاي سنتي و ديرگدازهاي پيشرفته تقسيم‌بندي مي‌شوند. آنچه مسلم است اينكه ديرگدازهاي سنتي از نظر زماني بر ديرگدازهاي پيشرفته تقدم دارند. ولي مسائل ديگري نيز اين دو گروه را از هم متمايز نموده است. مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده در اين زمينه ميزان نقش دانش در ساخت اين مواد است. بطوريكه در ديرگدازهاي پيشرفته سهم دانش در توليد اين مواد زياد است و كنترل‌هاي لازم براي انتخاب مواد اوليه و فرايندهاي ساخت آنها به مراتب پيچيده‌تر است. ديرگدازهاي پيشرفته نسبت به ديرگدازهاي سنتي به دليل دانش‌محوربودن از ارزش افزودة بالاتر و بازده عملكردي بيشتري برخوردار هستند. آجرهاي آلومينوسيليكاتي نمونه­اي از نسوزهاي سنتي هستند و موادي چون ديرگدازهاي حاوي كربن و جرم‌هاي ريختني حاوي مقادير بسيار كم سيمان در گروه ديرگدازهاي پيشرفته قرار مي‌گيرند.

ب) تقسيم‌بندي از نظر تركيب شيميايي

ديرگدازها بر اساس تركيب شيميايي به سه گروه اكسيدي، غيراكسيدي و كامپوزيتي تقسيم‌بندي مي‌شوند. اكسيد‌ي‌ها چنانچه از نام آنها مشخص است شامل اكسيدهايي از عناصر مختلف هستند كه SiO2 و Al2O3 و CaO و MgO از مهم‌ترين آنها مي‌باشند. غيراكسيدي‌ها ديرگدازهايي هستند كه از تركيب با اكسيژن بوجود نيامده‌اند و شامل كربن، SiC، Si3N4 و غيره مي‌باشند. گروه سوم كه به آنها ديرگدازهاي كامپوزيتي اطلاق مي‌شود مخلوطي از دو گروه فوق هستند. به‌عنوان مثال ديرگدازهاي حاوي كربن شامل گرافيت و اكسيد (MgO و AL2O3) از اين دسته‌اند كه خصوصاً در صنايع فولاد گسترش زيادي يافته‌اند. علت اين گسترش، خواص خوب گرافيت نظير هدايت حرارتي خوب، انبساط حرارتي كم و تمايل به ترنكردن مذاب است.

در بعضي موارد، ديرگدازها را از حيث تركيب شيميايي به سه گروه اسيدي (مانند ديرگدازها سيليسي يا سيليكاتي پرسيليكا)، خنثي (مانند ديرگدازهاي پرآلومينا) و قليايي (مانند ديرگدازهاي منيزيايي) نيز طبقه‌بندي مي‌كنند.

ج) تقسيم‌بندي از نظر شكل‌ ظاهري

ديرگدازها از حيث شكل‌ ظاهريشان به سه گروه عمدة شكل­دار، بي‌شكل و فيبري، تقسيم‌بندي مي‌شوند. شكل‌دارها همان آجرهاي نسوز هستند كه در ابعاد و اشكال متنوعي ساخته شده و در محل آجرچيني مي‌شوند. در حاليكه ديرگدازهاي بي­شكل به صورت پودر يا گرانول عرضه شده و قابليت پذيرش هر شكلي را به‌طور يكپارچه دارند. اصولاً ديرگدازهاي بي‌شكل را بر اساس نوع كاربرد يا نحوة اعمالشان به ملات، جرم­هاي ريختي، پلاستيك، كوبيدني و پاشيدني تقسيم‌بندي مي‌كنند؛ هر چند تقسيم‌بندي‌هاي اشاره ‌شده در بالا هم مي‌تواند براي آنها به‌كار رود. آنچه در اينجا حائز اهميت است، روند رو به رشد ميزان مصرف ديرگدزاهاي بي‌شكل و جايگزيني روزافزون آجرهاي ديرگداز توسط اين مواد است. علل اصلي اين جايگزيني، سادگي فرايند توليد ديرگدازهاي بي‌شكل و قابليت اتوماسيون كامل آن، كاهش هزينه‌هاي نصب، يكپارچه‌بودن و نداشتن درز مي‌باشد. ديرگدازها فيبري هم به صورت‌هاي مختلف عمدتاً به شكل بالك، پتو، تخته، نمد، كاغذ، پارچه و حتي ريسمان وجود دارند و عمدتاً جهت عايق‌كاري و آب‌بندي در دماي بالا به‌كار مي‌روند.

از يك ديدگاه، ديرگدازها را مي‌توان به دو دستة متراكم و متخلخل نيز تقسيم بندي نمود. ديرگدازهاي متخلخل كه بعضاً دانسيتة آنها به زير يك هم مي‌رسد عمدتاً جهت عايق‌كاري استفاده مي‌شوند.

ضرورت توجه به صنعت ديرگداز

شايد در نگاه اول صنعت ديرگداز بخودي خود كم‌اهميت جلوه نمايد. براي درك بهتر جايگاه اين صنعت كافي است كاربرد گستردة ديرگدازها در صنايع بزرگ و استراتژيكي چون ذوب آهن، سيمان، پتروشيمي، شيشه و سراميك و تأثير مستقيم اين مواد بر محصولات توليدي در اين صنايع را مد نظر قرار دهيم. در حال حاضر يكي از معضلات مهم صنايع بزرگي چون فولاد، پايين بودن كيفيت و در عين حال بالا بودن قيمت تمام شدة محصولات آن مي­باشد. يكي از راهكارهاي مناسب براي رسيدن به كيفيت مناسب در اين صنايع، استفاده از ديرگدازهاي با كيفيت و پربازده است.

با توجه به كاربردهاي مواد نسوز در صنايع بزرگي چون فولاد، سيمان و پتروشيمي و برنامه‌هايي كه براي توسعة اين صنايع در آينده براي كشور وجود دارد، بازار بزرگي براي اين مواد در آينده متصور است كه ضرورت توجه هر چه بيشتر را در اين زمينه مي‌طلبد.

هم اكنون در كشور كمبودي از لحاظ دانش فني و نيروي متخصص براي صنعت ديرگداز احساس نمي‌شود. اين مسئله راه را براي توسعه هر چه بيشتر اين صنعت هموار مي‌نمايد. وجود منابع مواد اوليه، ارزاني انرژي و نيروي كار نيز دلايل ديگري براي اثبات ضروت توسعة اين صنعت است.

با توجه به توسعه‌هاي كمي كه در اين صنعت در كشور بوجود آمده است، ضرورت توجه به كيفيت مواد توليدي در اين صنايع از اهميت خاصي برخوردار است. در حال حاضر در كشورهايي چون ژاپن، آلمان و آمريكا، براي هر تن فولاد بطور متوسط 14 كيلوگرم ديرگداز مصرف مي‌شود كه اين رقم در كشور ما در بهترين حالت به‌مراتب بيشتر است.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۹ | 18:49 | نویسنده : علیرضا حسینی |